تبليغاتX
ORDER.s OF ESLAM
تعداد پيامبران الهي چهارشنبه چهارم آذر 1388 12:12
 

تعداد انبیاء الهي

پیامبران الهی چه تعدادی بودند؟ و نام چند نفر آنها در قرآن آمده است؟

بسیاری از مفسران به تناسب آیات 164 سوره‏ی نساء و 78 سوره‏ی غافر درباره‏ی تعداد پیامبران بحثی را مطرح كرده‏اند و روایات مختلفی در این مورد نقل شده است.
روایت مشهور در این زمینه تعداد پیامبران را 124 معرفی می‏كند.1
و در روایت دیگری تعداد پیامبران را 124 هزار معرفی می‏كند و در ادامه رسولان آنها را 313 نفر نام می‏برد.2 و در حدیث دیگری بعد از اینكه آنها را 124 هزار نفر می‏شمارد 5 نفر آنها را اولوالعزم معرفی می‏كند.


عدد پیامبران در قرآن:

پیامبرانی كه نام آنها به طور صریح در قرآن آمده 26 نفر است كه عبارتند از:
آدم، نوح، ادریس، صالح، هود، ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یوسف، لوط، یعقوب، موسی، هارون، شعیب، زكریا، یحیی، عیسی، داود، سلیمان، الیاس، الیسع، ذوالكفل، ایوب، یونس، عزیر و محمد(ع).
ولی پیامبران دیگری نیز هستند كه در قرآن اشاراتی به آنها شده ولی نام آنها به طور صریح نیامده، مانند: «اشموئیل» كه در آیه‏ی 248 سوره‏ی بقره با تعبیر «وَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ» به او اشاره شده است.
و «یوشع» كه در آیه‏ی 60 سوره‏ی كهف با تعبیر «وَإِذْ قَالَ مُوسَی‏ لِفَتَاهُ» به او اشاره شده است. (بنابر آنكه یوشع پیامبر باشد)
و «ارمیا» كه در بقره / 259 با تعبیر «أَوْ كَالَّذِی مَرَّ عَلَی‏ قَرْیَةٍ»
و «خضر» كه در كهف / 65 با تعبیر «فَوَجَدَا عَبْداً مِنْ عِبَادِنَا»
و همچنین «اسباط بنی‏اسرائیل» كه بزرگان قبائل بودند و در نساء / 163 تصریح شده كه بر آنها وحی الهی نازل می‏شده است و اگر در میان برادران یوسف نیز پیامبرانی وجود داشته در سوره یوسف به آنها اشاره شده است.

ابوذر غفاري نيز از حضرت رسول اکرم(ص) پرسید ند انبیاء الهی چند نفر بوده اند؟پیامبر اکرم در جواب فرمودند:۱۲۴۰۰۰ نفر،سپس پرسید چند نفر از آنها پیامبران مرسل بودند.آن حضرت فرمود:۳۱۳نفر از آنهاد مبعوث به رسالت شده اند

آنگاه پیامبر اکرم  ص بیان داشتند،که اولین پیامبر بنی اسرائیل موسی ع وآخرین آنها عیسی ع بود و۶۰۰ نفر نبی در فاصله زمانی بین این دو نفر،ابلاغ رسالت می نموده اند.ابا ذر عرض کرد یا رسول ا... خداوند چند کتاب بر خلایق نازل فرمود،ایشان در جواب فرمودند ۱۰۴ کتاب۵۰ کتاب از آنها بر شیث ،۳۰صحیفه بر ادریس،۲۰صحیفه بر ابراهیم، تورات بر موسی،انجیل را بر عیسی،زبور را بر داود و فرقان را بر من نازل نموده ای است.

ضمنا"  مرقد يكي از انبيا تبليغي بنام خالد نبي  در ايران در ناحيه ي مراوه تپه در استان گلستان  قرار دارد و زيارت گاه مي باشد  

ابوذر پرسید،صحف ابراهیم چه بود؟ حضرت در جواب بیان داشت که همه امثال بوده است.

 

 

نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

اطلا عاتي از پيامبران چهارشنبه چهارم آذر 1388 11:37
1. «داستان معراج پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله ـ » در كدام سوره بيان شده است؟
2. نام كدام پيامبر بيشتر از ديگر پيامبران در قرآن ذكر شده است؟
3. كدام پيامبر به پيامبر بت‌شكن معروف بود و كفار نيز او را به آتش انداختند ولي به خواست خداوند سالم بيرون آمد؟
4. «ماجراي ولادت حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ » در كداميك از سوره‌ها بيان شده است؟
5. صفت كداميك از پيامبران «ذبيح الله» است؟
6. كدام پيامبر مردگان را زنده مي‌كرد و نابينايان را نيز شفا مي‌داد؟
7. كدام پيامبر مدتي در شكم ماهي زندگي كرد؟
8. چه تعداد از سوره‌هاي قرآن به نام پيامبران است؟
9. پيامبري كه قومش به لجاجت و بهانه‌گيري شهرت داشتند چه نام داشت؟
10. كدام پيامبر به سفر آسماني رفت؟
11. فرزندان كداميك از پيامبران به بني اسرائيل معروف هستند؟
12. كدام پيامبر نجار بود و كشتي ساخت؟
13. نام چند پيامبر را ذكر كنيد كه اسم‌شان با حرف «ي» شروع مي‌شود؟
14. داستان حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ و بلقيس در كدام سوره بيان شده است؟
15. كداميك از پيامبران هم اكنون زنده است؟
16. كداميك از پيامبران لقب «دوست خدا» را داشت؟
17. كداميك از پيامبران به خاطر حمايت از عفت و حجاب به شهادت رسيد؟
18. چه تعداد از پيامبران نامشان در قرآن آمده است؟
19. كدام پيامبر بدون پدر و مادر بدنيا آمد؟
20. در قرآن كريم از چند پيامبر به عنوان «اسوه حسنه» نام برده شده است؟
21. چه تعداد از پيامبران اولوالعزم نامشان در قرآن ذكر شده است؟
22. كدام پيامبر اولين شخصي بود كه به آسمان صعود كرد؟
23. نام گرامي رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ چند بار در قرآن آمده است؟
24. كداميك از پيامبران در سن پيري صاحب فرزند شد؟
25. كدام پيامبر عمويش كافر بود؟
26. كداميك از پيامبران آمدن يكي ديگر از پيامبران را بشارت داد؟
27. نام كدام پيامبر كمتر از ديگر پيامبر در قرآن ذكرد شده است؟
28. كدام پيامبر مدتي شغلش چوپاني بود؟
29. قرآن كريم از داستان كدام پيامبر به عنوان «احسن القصص» (بهترين داستان‌ها) ياد كرده است؟
30. نام چه تعداد از جنگ‌هاي پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و صلم ـ در قرآن ذكر و يا به آن‌ها اشاره شده است؟
31. كدام پيامبر بدون پدر به دنيا آمده است؟‌
32. دو تن از پيامبراني كه نامشان در قرآن ذكر شده و تا آخر عمر ازدواج نكرده‌اند را نام ببريد؟
33. كدام پيامبر بود كه با حيوانات سخن مي‌گفت و سخنان آنان را نيز مي‌شنيد؟
34. كدام پيامبر را در كودكي برادرانش به چاه انداختند؟
35. كدام پيامبر بود كه پسرش از فرمان او سرپيچي نمود و غرق شد؟
36. كدام پيامبر براي عمويش استغفار كرد؟
37. كداميك از پيامبران يكي از مردمان سرزمين خود را كشت؟
38. كدام پيامبر به «هم‌سخن خدا» ملقب بود؟
39. نام «16 پيامبر» در يكي از سوره‌هاي قرآن ذكر شده نام آن سوره چيست؟
40. كدام پيامبر مورد تمسخر قومش قرار گرفت؟
41. سوره‌هايي كه به «پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ » منسوبند كدامند؟
42. كدام پيامبر به «شيخ الانبياء» معروف است؟
43. نام چند پيامبر با حرف «الف» شروع مي‌شود؟
44. كدام پيامبر زره مي‌بافت؟
45. در زمان كدام پيامبر «طبابت و علوم پزشكي» رواج داشت؟
46. كدام پيامبر به «ذوالنون» معروف است؟
47. حضرت هود ـ عليه السلام ـ بر كدام قوم مبعوث شده؟
48. كدام پيامبران با هم نسبت برادري داشتند؟
49. لقب كداميك از پيامبران «حبيب الله» است؟
50. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ هنگام تلاوت كدام آيه مي‌گريست؟
51. كدام پيامبر به «روح الله» معروف است؟
52. پيامبراني كه با هم نسبت پدر و پسري داشتند را نام ببريد؟ 53. كدام پيامبر به «صفوة الله« مشهور است؟ 54. داستان خواب صد ساله حضرت عزيز ـ عليه السلام ـ در كدام سوره قرآن بيان شده است؟ 55. در زمان كدام پيامبر سحر و جادو رايج بود؟
56. كدام پيامبر از گل پرنده ساخت؟ 57. نام «پيامبران اولوالعزم» هركدام چند بار در قرآن آمده است؟ 58. داستان برخورد حضرت موسي ـ عليه السلام ـ با دختر حضرت شعيب ـ عليه السلام ـ در كدام سوره بيان شده است؟ 59. كدام پيامبر در عالم رؤيا ديد كه يازده ستاره و خورشيد و ماه او را سجده مي‌كنند؟ 60. كدام پيامبر نخستين شخصي بود كه «بسم الله الرحمن الرحيم» نوشت؟ 61. كداميك از پيامبران «دوازده پسر» داشت؟
62. چند پيامبر نام ببريد كه «هم عصر» بودند؟ 63. كدام پيامبر «تبردار» بود؟ 64. كدام پيامبر اولوالعزم «داماد حضرت شعيب ـ عليه السلام ـ » بود؟ 65. دو تن از پيامبراني كه نامشان در قرآن آمده با هم «پسر خاله« بودند آن دو پيامبر را نام ببريد؟ 66. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ هنگام هجرت از مكه به مدينه در كدام غار پنهان شد؟ 67. پيامبر قوم سبأ كه بود؟
68. كدام پيامبر بر قوم ثمود مبعوث شد؟ 69. كدام پيامبر نمونه «صبر و شكيبايي» است؟ 70. داستان كدام پيامبر بيشتر از ديگر داستان‌ها در قرآن بيان شده است؟ 71. داستان «شكستن بت‌ها توسط حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ » در كدام سوره قرآن بيان شده است؟ 72. كتاب حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ چه نام دارد؟
73. «تورات» كتاب كدام پيامبر است؟ 74. كتاب حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ چه بود؟ 75. معجزه حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ چه‌ بود؟ 76. زبور كتاب كدام پيامبر است؟ 77. پيامبراني كه بيش از يك زن داشتند را نام ببريد؟ 78. كدام پيامبر الوالعزم بود كه زن نداشت؟ 79. عمر كدام پيامبر بيش از همه پيامبران است؟ 80. كدام پيامبر به «خليل الله» معروف است؟‌ 81. «معجزه حضرت موسي ـ عليه السلام ـ » چه بود؟ 82. نخستين پيامبر اولوالعزم چه نام داشت؟ 83. مهمترين معجزة حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ چه بود؟ 84. خداوند متعال به كدام پيامبر «علم نجوم و حساب و هيأت» آموخت؟ 85. كدام پيامبر «جد اول» رسول اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ بود؟ 86. كدام پيامبر نخستين شخصي بود كه «خط نوشت و لباس دوخت» ؟ 87. بشارت آمدن پيامبر ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ توسط حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ در كدام سوره بيان شده‎است؟ 88. «سرگذشت حضرت نوح ـ عليه السلام ـ » در كدام سوره بيان شده است؟ 89. نام اصلي كداميك از پيامبران «عبدالغفار» است؟
90. «اول المؤمنين» صفت كدام پيامبر است؟ 91. حضرت موسي ـ عليه السلام ـ در «كدام كوه» مناجات مي‌كرد؟ 92. نام كتاب حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ «انجيل» چند بار در قرآن ذكر شده است؟ 93. كداميك از پيامبران «كفالت حضرت مريم» را بر عهده داشت؟ 94. دو تن از پيامبراني كه به «ساختن كعبه» همت گماردند چه نام دارند؟
پاسخ‎ها:
1. داستان معراج حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله ـ در سورة «اسراء» بيان شده است.
2. نام حضرت موسي ـ عليه السلام ـ بيشتر از ديگر پيامبران «136 مرتبه» در قرآن ذكر شده است.
3. «حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ ».
4. ماجراي ولادت حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ در سوره «مريم» بيان شده است.
5. صفت حضرت اسماعيل ـ عليه السلام ـ «ذبيح الله» است.
6. «حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ » مردگان را زنده و نابينايان را شفا مي‌داد.
7. «حضرت يونس ـ عليه السلام ـ « مدتي درشكم ماهي زندگي مي‌كرد.
8. سوره‌هاي «ابراهيم، محمد، ‌نوح، هود، يوسف، يونس» بنام پيامبران مي‌باشد.
9. پيامبري كه قومش به بهانه‌گيري معروف هستند «حضرت موسي ـ عليه السلام ـ » مي‌باشد.
10. حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ به سفر آسماني رفت.
11. فرزندان «حضرت يعقوب ـ عليه السلام ـ به بني اسرائيل» معروف هستند.
12. «حضرت نوح ـ عليه السلام ـ ».
13. «حضرت يعقوب ـ عليه السلام ـ ، حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ ، حضرت يحيي ـ عليه السلام ـ ، حضرت يونس ـ عليه السلام ـ».
14. اين داستان در سوره «سبأ» بيان شده است.
15. «حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ » هم اكنون زنده است.
16. «حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ » به «خليل الله» ملقب بود.
17. «حضرت يحيي ـ عليه السلام ـ » به خاطر حمايت از عفت و حجاب به شهادت رسيد.
18. پيامبراني كه نامشان در قرآن آمده است عبارتند از: آدم، ادريس، نوح،‌ هود، صالح، لوط، ابراهيم، اسماعيل،‌ يعقوب، اسماعيل صادق الوعد, اسحاق، يوسف، ايوب، يونس، شعيب، موسي، هارون، ‌داوود، سليمان، الياس، ‌اليسع، ذوالكفل، عزيز، زكريا، يحيي، عيسي و محمد ـ علي نبينا و آله و عليهم السلام اجمعين ـ. .
19. «حضرت آدم ـ عليه السلام ـ بدون پدر و مادر به دنيا آمد.
20. پيامبراني كه به عنوان (اسوه حسنه. از آنان نام برده شده عبارتند از: «ابراهيم ـ عليه السلام ـ ، محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ ».
21. نام پنج تن از پيامبران اولوالعزم در قرآن آمده است.
22. «حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ » اولين شخصي بود كه به آسمان صعود كرد.
23. نام گرامي پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ «5 بار» در قرآن آمده است چهار بار با نام محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ و يك بار با نام احمد در سوره صف آيه 6 بيان شده است.

24. «حضرت زكريا ـ عليه السلام ـ » در سن پيري صاحب فرزند شد.
25. «عموي حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ كافر بود».
26. «حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ از قبل آمدن حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ را بشارت داد».
27. نام حضرت يونس «دو بار» در قرآن آمده است.
28. «حضرت موسي ـ عليه السلام ـ ».
29. داستان حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ .
30. جنگ‌هاي پيامبر كه در قرآن به آنها اشاره شده است عبارتند از: احد، بدر، بني النحلة، تبوك، حمراء الاسد، الخندق، فتح مكه، احزاب، بني قريظه، بني النظير، الحديبيه، و بيعة الرضوان، حنين، ذات السلاسل.
31. «حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ » پدر نداشت.
32. «حضرت يحيي ـ عليه السلام ـ و حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ » مجرد زندگي كردند.
33. «حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ ».
34. «حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ » را در كودكي به چاه انداختند.
35. «پسر حضرت نوح ـ عليه السلام ـ » از فرمان پدرش سرپيچي كرد و هلاك شد.
36. «حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ » براي عمويش استغفار كرد.
37. حضرت موسي ـ عليه السلام ـ » در يك ماجرايي يكي از مردمان سرزمين خود را به قتل رساند.
38. پيامبري كه به هم سخن خدا ملقب شده بود حضرت موسي ـ عليه السلام ـ «كليم الله» مي‌باشد.
39. در «سوره انبياء» نام (16 تن از پيامبران) ذكر شده است.
40. پيامبري كه مورد تمسخر قومش قرار گرفت «حضرت نوح ـ عليه السلام ـ » بود.
41. سوره‌هاي «طه، يس، مزمّل و مدّثر» به پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ منسوب مي‌باشند.
42. «حضرت نوح ـ عليه السلام ـ » به (شيخ الانبياء) معروف هستند.
43. پيامبراني كه نامشان با حرف الف شروع مي‌شود عبارتند از: «ابراهيم، الياس، ايوب، اسحق، ادريس، اسماعيل و آدم ـ عليهم السلام ـ ».
44. «حضرت داوود ـ عليه السلام ـ » زره مي‌بافت.
45. در زمان (حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ » علوم «پزشكي و طبابت» رواج داشت.
46. «حضرت يونس ـ عليه السلام ـ ».
47. «حضرت هود ـ عليه السلام ـ » برقوم (عاد) مبعوث شد.
48. پيامبراني كه باهم نسبت برادري داشتند عبارتند از: «اسحاق و اسماعيل، موسي و هارون ـ عليهم السلام ـ ».
49. «لقب حضرت محمّد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ » (حبيب الله) است.
50. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ هنگام تلاوت «آيه 16 سورة يونس» مي‌گريست.
51. «حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ » به (روح الله) معروف است.
52. پيامبراني كه با هم نسبت پدر و پسري داشتند عبارتند از: «زكريا و يحيي، داوود و سليمان، ابراهيم و اسحاق، يعقوب و يوسف،‌ ابراهيم و اسماعيل ـ عليهم السلام ـ ».
53. حضرت نوح ـ عليه السلام ـ «به صفوة الله» مشهور است.
54. اين داستان در سوره بقره آيه 259 بيان شده است.
55. در زمان «حضرت موسي ـ عليه السلام ـ » (سحر و جادوگري) رواج داشت.
56. «حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ ».
57. «حضرت نوح 3 بار،‌ ابراهيم 68 بار، موسي 136 بار، عيسي 33 بار، محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ 5 بار».
58. اين داستان در سوره «قصص آيه 25» آمده است.
59. «حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ ».
60. «حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ » نخستين شخصي بود كه (بسم الله الرحمن الرحيم) نوشت.
61. «حضرت يعقوب ـ عليه السلام ـ » دوازده پسر داشت.
62. پيامبراني كه با همديگر در يك زمان مي‌زيستندعبارتند از: «ابراهيم ولوط، يوسف و يعقوب، موسي و خضر».
63. «حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ ».
64. «حضرت موسي ـ عليه السلام ـ » داماد حضرت شعيب ـ عليه السلام ـ بود.
65. «حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ و يحيي ـ عليه السلام ـ » با همديگر پسر خاله بودند.
66. «حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ هنگام هجرت از مكه به مدينه در غاري به نام «سبع» پنهان شد.
67. «حضرت داوود ـ عليه السلام ـ ».
68. پيامبر قوم ثمود «حضرت صالح ـ عليه السلام ـ » بود.
69. «حضرت ايوب ـ عليه السلام ـ » نمونه (صبر و بردباري) بود.
70. داستان حضرت موسي ـ عليه السلام ـ و فرعون بيشتر از ديگر داستان‌‌ها در قرآن كريم بيان شده است.
71. داستان شكستن بت‌ها توسط حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ در سوره «انبياء آيه 57» آمده است.
72. كتاب حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ انجيل نام دارد.
73. تورات كتاب حضرت موسي ـ عليه السلام ـ است.
74. صحف ابراهيم.
75. ساختن پرنده از گل، زنده كردن مرده‌ها، سخن گفتن در گهواره و شفا دادن بيماري‌هاي لاعلاج از معجزات حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ است.
76. كتاب حضرت داوود ـ عليه السلام ـ .
77. حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ ، حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ حضرت نوح ـ عليه السلام ـ و... .
78. در بين پيامبران اولوالعزم تنها حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ بود كه زن نداشت.
79. حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ تاكنون زنده است.
80. حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ به «خليل الله» معروف است .
81. معجزات حضرت موسي ـ عليه السلام ـ عبارتند از: يد بيضاء، اژدها شدن عصاي موسي و شكافتن دريا توسط عصا.
82. حضرت نوح ـ عليه السلام ـ نخستين پيامبر اولوالعزم است.
83. مهمترين معجزه حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ قرآن مي‌باشد.
84. خداوند متعال به حضرت ادريس ـ عليه السلام ـ علم نجوم و حساب و هيأت را آموخت.
85. حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ جدّ اول حضرت محمّد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ بوده‌اند.
86. حضرت ادريس ـ عليه السلام ـ اولين شخصي بود كه لباس دوخت و خط نوشت.
87. بشارت آمدن پيامبر ـ صلي الله عليه و اله ـ توسط حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ «سوره صف» آمده است.
88. سرگذشت حضرت نوح ـ عليه السلام ـ درسوره «نوح» بيان شده است.
89. حضرت نوح ـ عليه السلام ـ نامش «عبدالغفار» بوده و نوح لقب او بوده است.
90. «اول المؤمنين» صفت «حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ » مي‌باشد.
91. حضرت موسي ـ عليه السلام ـ در «كوه طورسينا» مناجات مي‌كرد.
92. «انجيل» 14 مرتبه در قرآن ذكر شده است.
93. «حضرت زكريا ـ عليه السلام ـ »كفالت حضرت مريم- سلام الله عليها - را به عهده داشت.
94. «حضرت ابراهيم و حضرت اسماعيل ـ عليهما السلام ـ» به ساختن كعبه همت گماردند
 بر گرفته از : مركز فرهنگ و معارف قران
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

زندگاني امام بخاري رح دوشنبه هجدهم آبان 1388 11:18

زندگانی امام بخاری رحمه الله

طبق قول راجح، امام بخاری- رحمه الله- در 13 شوال سال 194 هـ.ق بعد از نماز جمعه، متولد شد.
امام – رحمه الله- هنوز کودک بود که پدرش را از دست داد و مادرش پرورش او را به عهده گرفت. مادرش زنی بسیار عبادت گذار بود. امام بخاری در کودکی، بینایی‌اش را از دست داد که این امر سبب ناراحتی شدید مادرش شد. او در عالم غم و اندوه به پیش گاه خداوند متعال با گریه  و زاری، به دعا و نیایش پرداخت تا اینکه یک شب حضرت ابراهیم علیه السلام را در خواب دید. آن حضرت علیه السلام به او گفت:« دعایت قبول شد و بینایی جگر گوشه‌ات مجدداً به او برگردانیده شد».
صبح که بیدار شد دید چشمان فرزندش بینا شده است.

مادر بزرگوار امام بخاری از آغاز کودکی او را به مکتب قرآن کریم جهت حفظ کلام الله مجید فرستاد. او- امام بخاری- خود می‌فرماید:« زمانی که در مکتب مشغول تعلم و حفظ قرآن مجید بودم، خداوند متعال در قلب من القاء فرمود که احادیث را نیز حفظ نمایم.»
ذکاوت و حافظه امام بخاری رحمه الله
امام بخاری رحمه الله پس از این که از درس مکتب فارغ شد، در سن ده- یازده سالگی در مجلس درس محدث مشهور بخارا، علامه "داخلی" رحمه الله و محدثان دیگر حضور پیدا کرد و دیری نپایید که در احادیث و اسانید آن، مهارت حاصل کرد. 
حاشدبن‌اسماعیل یکی از معاصران امام بخاری می‌فرماید: به همراه امام بخاری در محضر علما و مشایخ بصره رفته بودیم. ما شاگردان، احادیث و درس‌هایی که اساتید به ما املاء می‌کردند می‌نوشتیم اما امام بخاری رحمه الله نمی‌نوشت و فقط سماع می‌کرد. شاگردان به صورت طعنه و مسخره به ایشان گفتند: تو در هر صورت وقت خود را ضایع می‌کنی، چرا احادیث را نمی‌نویسی؟ امام رحمه الله خطاب به آنان گفت: نوشته‌هایتان را پیش خود نگه دارید و گوش کنید تا من همه احادیث را برایتان بخوانم. او همه احادیثی را که آنان نوشته بودند که  مجموعه آنها پانزده هزار حدیث بود، عیناً به همان ترتیبی که استاد بیان کرده بود، از حفظ خواند. شاگردان همه متحیر شدند و حتی در بعضی موارد دفتر‌های خودشان را طبق حفظ امام تصحیح کردند.{ تاریخ بغداد2‌‌‌‌\14-15}

سفر‌های امام بخاری برای فراگیری حدیث 
از حضرت ابراهیم بن ادهم منقول است که فرمودند:« به برکت سفر‌های اصحاب حدیث، خداوند متعال بلاها را از این امت دور می‌گرداند».
امام بخاری رحمه الله   نیز برای فراگیری علم حدیث، سفرهای متعددی انجام داد.
نخستین سفر علمی ایشان زمانی بود که  مادر محترمه‌ و برادر بزرگش در سال 210 هـ عازم سفر حج شدند  و امام بخاری را که کوچک بود نیز با خود بردند. پس از فارغ شدن از حج، مادر و برادرش به بخارا برگشتند و امام به قصد تحصیل علم در مکه مکرمه ماند.
حجاز مقدس در آن زمان مرکز علم حدیث بود و علما و مشایخ بزرگی در آن وجود داشتند. امام رحمه الله از اساتید و محدثان بزرگی همچون ابوالولید احمد بن محمد ازرقی، امام حُمیدی، حسان بن حسان بصری، خلادبن یحیی و ابوعبدالرحمن مُقری، علم حدیث کسب نمود.
امام رحمه الله در سن هجده سالگی در سال 212هـ. ق. به مدینه منوره سفر کرد و در آنجا نیز  از محضر محدثان مشهور، کسب فیض نمود. در همین سال بود که کتاب" قضایا الصحابة والتابعین" را به رشته تحریر درآورد و کتاب" التاریخ الکبیر" را در زیر نور ماه تالیف کرد.
ایشان علاوه بر استفاده از علما و محدثان بزرگ حجاز مقدس، به دیگر مراکز علمی بزرگ آن روزگار مانند: شام، مصر، الجزیره، کوفه، بغداد و.... نیز مسافرت نمود.

اساتید امام بخاری رحمه الله    
امام بخاری رحمه الله از محضر بیش از هزار نفر از علما و محدثان، کسب فیض کرده و علم حدیث را حاصل نمود که در اینجا مجال ذکر همه آنها نیست. امام بخاری رحمه الله فقط در حرمین شریفین، از محدثانی همچون ابوعبدالله بن زبیر، عبدالله بن یزید، ابوالولید احمدبن محمد ازرقی، اسماعیل بن سالم صائغ، عبدالعزیزبن‌عبدالله اویسی، ابراهیم‌بن‌منذر، مطرف بن عبدالله، ابوثابت محمد بن عبیدالله، و ابراهیم بن حمزه- رحمهم الله- و جمع کثیری از علما و محدثان دیگر بلاد اسلامی اخذ حدیث نموده است.
نکته دیگری که در این مورد قابل ذکر است این‌که؛ در لیست اساتید امام بخاری شخصیت‌های بزرگی  به چشم می‌خورد که آنها از شاگردان و پیروان مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله بوده اند، که این خود دلالت بر جایگاه امام ابوحنیفه در علم حدیث نیز می‌کند. مشهورترین آنها عبارتند از:1- امام احمد ابوحفص کبیر2- امام عبدالله بن مبارک 3- یحیی قطان 4- معلی بن منصور5- ابوعاصم نبیل 6- محمد بن عبدالله بن مثنی انصاری 6- مکی بن ابراهیم 7- اسحاق بن راهویه  8- نعیم بن حماد 9- حسین بن ابراهیم اشکاب10- فضیل بن عیاض 11- یحیی بن معین 13- وکیع بن جراح 14- حفص بن غیاث 15- ابوبکربن عیاش 16- خالدبن سلیمان انصاری.[ برای تفصیل بیشتر به کتاب" لامع الدراری ج1 و "انوارالباری" ج1 مراجعه شود]0

شاگردان امام بخاری - رحمه الله-
هنگامی‌که امام- رحمه الله- تدریس حدیث را آغاز کرد پروانگان علم و دانش از هرطرف برای فراگیری و استماع احادیث نبوی اطراف ایشان را احاطه نمودند. تعداد دقیق کسانی که در مجلس امام بخاری کسب فیض نمودند مشخص نیست، امام فربری می‌فرماید: بیش از نودهزار نفر سماع حدیث را از امام بخاری رحمه لله نقل کرده‌اند.
ابتلا و آزمایشات امام بخاری و وفات ایشان
معمولا هنگامی ‌که یک شخص در علم و کمال به مرتبه بالایی می‌رسد، همان‌طور که هواداران و استفاده کنند‌گان از او زیاد می‌شوند، بدخواهان و حاسدان نیز زیاد می‌شوند.
امام بخاری - رحمه الله- نیز از این قانون مستثنی نبود. برای ایشان نیز واقعات تلخ و مشکلات و رنج‌‌های بسیاری پیش آمد که در مواردی باعث تبعید و جلاوطنی ایشان گردید. نویسنگان، این واقعات را به تفصیل نوشته‌اند که  برای نمونه به بیان یک واقعه که متعلق به اواخر عمر مبارک ایشان می‌باشد، بسنده می‌کنیم.
زمانی که امام بخاری رحمه‌الله وارد وطن خود- بخارا- شد، تدریس حدیث را آغاز نمود. پس از مدتی حاکم بخارا( خالد بن احمد ذهلی) از امام درخواست کرد که در کاخ شاهی بیاید و فرزندش را درس بدهد. امام بخاری امتناع ورزید و این را نوعی تحقیر و تذلیل علم  دانست که این امر و همچنین نسبت دادن موارد کذب از جانب حاسدان، باعث شد تا حاکم بخارا، حکم تبعید امام را صادر نماید.
هنگامی‌که امام از بخارا خارج شد مردم سمرقند از ایشان خواستند که به شهر آنان بیاید. ایشان به دعوت مردم سمرقند عازم آن شهر شد. در بین راه در روستای"خرتنگ" جهت استراحت مدتی را اقامت کرد. در همین ایام خبر رسید که مردم روستای خرتنگ نیز در مورد آمدن امام با یکدیگر اختلاف کرده‌اند. شنیدن این خبر امام را  بسیار ناراحت کرد. " غالب" میزبان امام در روستای خر‌تنگ می‌گوید: در هنگام تهجد از امام - رحمه‌الله- شنیدم که چنین دعا می‌کرد:« اللهم إنه قد ضاقت علی الأرض بما رحبت فاقبضنی إلیک»( خداوندا! زمین با وجود وسعت خود بر من تنگ آمده، پس مرا پیش خود بخوان).
یک ماه از این دعا نگذشته بود که امام در روز شنبه در سال 256هـ.ق. در شب عیذ فطر بعد از عمری خدمت به اسلام و جمع‌آوری احادیث نبوی جان به جان‌آفرین تسلیم کرد و در همان روستای خرتنگ دفن گردید. گفته شده تا چندین مدت از قبر ایشان بوی خوش به مشام می‌رسید و افراد زیادی از دیدن آن تائب می‌شدند. این بوی خوش، در واقع بوی اتباع شریعت و احیای سنت بوده‌است.
سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز                          مرده آنست که نامش به نکویی نبرند

نام صحیح بخاری و توضیح آن
امام بخاری- رحمه الله- که عمر خود را در خدمت به اسلام و احادیث ان‌حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم سپری نمود بعد از خود آثار گرانبهایی را به جای گذاشت که هر کدام از آنها در نوع خود برای نفع‌رسانی به جهان اسلام کم‌نظیر می‌باشند. اما ماندگارترین اثر امام بخاری- رحمه الله- کتابی است که در آن به جمع‌آوری احادیث گهربار رسول الکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم پرداخته که این کتاب در جهان اسلام از ارزش بسیار بالایی برخوردار بوده و اجماع امت بر معتبر بودن این اثر، بیانگر جایگاه این کتاب و گردآورنده آن دارد.
اسم این کتاب گرانبها "الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم و سننه و أیامه" است.
"جامع" در اصطلاح محدثین، به کتابی می‌گویند که درآن حد اقل هشت مورد از ابواب  احادیث تخریج و جمع آوری شود. و آن هشت ابواب عبارتند از:
1- سیر و مغاری2- آداب 3- تفسیر 4- عقاید 5- فتن 6- اشراط (علامات قیامت) 7- احکام 8- مناقب.
و آن را  به این سبب"مسند" گویند که به همراه سند متصل، روایات مرفوع، نقل شده‌است و آثار و غیره ضمناً و تبعاً آورده شده اند. "صحیح" یعنی صحت در آن التزام شده است. و منظور از "مختصر" این که تمام احادیث صحیح، درآن جمع آوری نشده اند. "سنن" هم اشاره به افعال و تقریرات آن حضرت و "ایام" اشاره به غزوات و واقعاتی که در عصر مبارک پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم به وقوع پیوسته اند، دارد.
سبب تألیف

در مورد سبب تألیف دونظریه وجود دارد:
یکی آن است که امام رحمه الله فرموده است: در مجلس درس استادمان «اسحاق بن راهویه» رحمه الله حضور داشتیم که ایشان به طور عموم خطاب فرمودند: «لو جمعتم مختصراً یصحح سنة رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم » (اگر در مورد سنت و احادیث رسول الله کتابی مختصر گرد آوری می کردید، خوب بود) به همین سبب، داعیه و انگیزه‌ تألیف این کتاب در قلب من به وجود آمد.
سخن دیگری نیز از خودش مروی است. می فرماید:« یک مرتبه پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم
 را به خواب دیدم که کنارایشان نشسته‌ام و با بادبزنی مگس‌ها را از روی مبارک ایشان دور می کردم. معبران، خواب را این‌گونه تعبیر کردند که؛ «أنت تذبّ عنه الکذب» یعنی تو احادیث کذب و دروغینی که به آن‌حضرت صلی‌الله‌علیه‌وسلم نسبت داده می‌شوند را دفع می‌کنی. همین خواب، باعث و مشوق من درتالیف این کتاب گردید».
البته میان این دو سبب، منافاتی وجود ندارد؛ چون ممکن است هر دو موضوع، سبب این امرشده باشد.
اطلاق "أصح الکتب بعد کتاب الله"
نزد علمای متأخرین صحیح‌ترین کتاب بعد از کتاب‌الله، کتاب صحیح بخاری است. قبل از به وجود آمدن صحیح بخاری، وصف "أصح الکتب" را بر  کتاب"المؤطاء" تألیف امام مالک-رحمه الله- اطلاق می‌کردند و بعد از آن صحیح بخاری این مقبولیت را به خود اختصاص داد.
البته مؤطاء امام مالک و صحیح مسلم نیز به اعتبار صحت، از جایگاه بالایی برخوردار هستند، اما نزد جمهور علما صحیح بخاری بر صحیح مسلم به چندین وجه، فوقیت و برتری دارد؛ همچنان که حافظ ابن حجر رحمه الله با تفصیل آن را به اثبات رسانده است.
برتری صحیح بخاری را بر مؤطای امام مالک به این وجوه و اسباب بیان کرده‌اند:
- تعداد روایات مرفوعه، در صحیح بخاری خیلی بسیار و روایات مرفوعه ی مؤطا، نسبت به صحیح بخاری بسیار اندک هستند.
- در مؤطا، احادیث مرفوع و موقوف هر دو، وجود دارد، ولی در کتاب صحیح بخاری احادیث مرفوع بیان ‌شده و احادیث موقوف بسیار اندک هستند و تعلیقات و غیره  فقط به طور استشهاد ‌آورده شده است.
- نزد امام مالک، مراسیل و منقطعات حجت هستند و انقطاع سند نزد او ایرادی ندارد، اما نزد امام بخاری، مراسیل حجت نیستند و انقطاع سند، صحت روایت را از بین می‌برد.
بعضی از علمای غرب (اندلس، مراکش و ...) گفته اند: صحیح مسلم بر صحیح بخاری برتری دارد. اما نه به این معنی که به اعتبار صحت افضل است، بلکه به این علت که امام مسلم- رحمه الله- بعد از مقدمه‌ی کتاب، فقط احادیث مرفوع آورده است و احادیث موقوف نیاورده است، ولی امام بخاری - رحمه الله- ا گرچه در داخل کتاب، احادیث مرفوع آورده است، اما در ترجمة الباب، تعلیقات و احادیث موقوف بسیار نقل کرده است.
همچنین به این دلیل که ترتیب صحیح مسلم، بسیار سهل و مطلوب است که در یک باب همه احادیثی را که متعلق به آن باب‌اند، می‌آورد اما امام بخاری این چیز را ملاحظه نکرده، بلکه مثلا یک حدیث را که طرق مختلف دارد، در جاهای متعددی از کتاب خود می‌آورد.
البته این مطلب باید گفته شود که این رویه از دقت نظر امام بخاری می‌باشد که در فهم هر کس نمی‌آید.

رفع یک اشتباه و غلط فهمی
از مطالب فوق، نباید اینگونه برداشت شود که همه احادیث صحیح بخاری بر صحیح مسلم یا دیگر کتب حدیث، تفوق و برتری دارند. بلکه صحت و افضلیتی که صحیح بخاری نسبت به دیگر کتب برخوردار است، به اعتبار کلی و مجموعی است. چه بسا احادیث و اسانیدی در کتب دیگر حدیثی می‌باشند که ازبعضی احادیث و اسانید صحیح بخاری قوی‌تر هستند.
مدار صحت احادیث بر این امرنیست که در صحیح بخاری یا صحیح مسلم و ... روایت شده باشد، بلکه معیار صحت هر حدیث، موجود بودن و یافت شدن شروط صحت حدیث در آن است.
علامه محقق قاسم بن قطلوبغا - رحمه الله- می‌فرماید: « قوة الحدیث إنما هی بالنظر إلی رجاله لا بالنظر إلی کونه فی کتاب کذا» (قوت و صحت حدیث به اعتبار رجال آن است نه به اعتبار این که در فلان کتاب وجود داشته باشد). [کشف الباری: 1/192-185و انعام الباری: 1/99و 103و 106و113

بر گرفته از سني لاين.

نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

كلامي مختصر در مورد حضرت فاطمه. پنجشنبه سی ام مهر 1388 0:21
فاطمه را آنگونه كه بود بايد شناخت.فاطمه اين بانوي بزرگ ، هم دختر پدر و هم مادر پدرش شد و به ام ابيها شهرت گرفت .در مورد فاطمه اگر لب به سخن گشاييم باد كتابها بنو يسند و جوهر ها بايد كه بي رنگ شوند  اما مختصر را قبول نماييد تا شايد راهي شود كه براي بيشتر شناختن آن حضرت حركتي نماييد.

حضرت فاطمه چهارمين دخت نبي اكرم  و حضرت خديجه است .او ۵ سال قبل از بعثت رسول گرامي اسلام چشم به جهان گشود( بعضا" معتقد ند كه ۵ سال بعد از بعثت به دنيا آمد ه است)در ۲۰ جمادي الثاني.

دختري كه از هر حيث شبيه به پدر بود و آثار نبوغ و پاكي از زمان تولد آن حضرت نمايان بوده. در روزي متولد شده اند كه پيامبر با حسن تدبير به مناقشه اعراب در نهادن سنگ حجر الاسود پايان داده و به منزل گام مي نهاد و خبر تولد اين بانوي بزرگوار را بدو دادند.و پدر خوشحال به نزد بانو خديجه رفته و تبريك و تهنيت گفتند و وقتي به چهره ي نوزاد چشم دوختند او را فاطمه نام نهادند و لقب زهرا را دادند .فاطمه از نظر لغوي از فطم  يعني قطع و منع است پس آتش جهنم از او دور و بريده شده است.

در روايات آمده كه رسول گرامي(ص) فرمودند:براستي خداوند  آتش جهنم را  از او و اولادش و آنان كه با ايشان محبت دارند قطع كرده است به همين علت نام او را فاطمه نهادم.

برخورد رسول گرامي در مورد تولد چهارمين دختر در زماني كه اعراب دختران را زنده بگور مي كردند بزرگترين درس بود تا اين عمل جاهلانه از بيخ وبن بر كنده شود و شروع نهضتي خاص بود.

و فرموده اند:كسي كه دو دختر را سرپرستي نموده و بزرگ كنند تا به سن بلوغ برسند ،سپس به دو انگشت خود اشاره كرده ميگويند: در روز قيامت با من مانند اين دو انگشت خواهد بود( روايت از انس ابن مالك-صحيح بخاري ).

رسول گرامي هرگز تحمل دوري او را نداشتند.و او را پاره ي تن خود معرفي مي كند و فرموده اند كه هر كس او را بيازارد مرا آزرده است.

حضرت فاطمه از نظر رشد فكري: در خانه اي رشد نمود كه بزرگترين معلم اخلاق را داشت و در دامان مادري پاك دامن  كه حسن اخلاق او شهره خاص و عام بود.در جايي رشد كرد كه وحي الهي بر پيامبر نازل مي شد و او شاهد بود.وشاهد ذكر وتسبيحات شبانه پدر ومادرش .

ازدواج حضرت فاطمه:انس(رض) مامور شد كه به دستور پيامبر گرامي از ابوبكر و عمر و عثمان و عبدالر حمان بن عوف و سعد بن ابي وقاص و طلحه و زبير و جمعي از انصار دعوت بعمل آورد و خود رسول گرامي خطبه ي عقد را خواندند و مهريه آن حضرت ۴۰۰ مثقال نقره بود.

اين ازدواج به امر خداوند صورت گرفته است .و مي بايد نسلي پاك از آنان بوجود آيد .

پس از صرف شام عروسي :

همسران رسول الله عروس را آراسته و شادي كنان بيرون آوردند و حضرت فاطمه بر مركب پدرشان كه شهباء نام داشت سوار شدند و حضرت سلمان فارسي مهار آنرا در دست داشتند و به طرف خانه حضرت علي(ع) حركت نمودند.  و بدين گونه خانه ي آن دو جز ء با فضيلت ترين خانه ها گرديد

تسبيحات حضرت فاطمه ؟پس از هر نماز گفتن سبحان الله-الحمد لله- الله اكبر -هركدام ۳۳ بار، و اينها را رسول گرامي در قبال عذر ندادن كنيز براي كمك به حضرت فاطمه، به ايشان هديه نمود و فرمودند كه پس از هر نماز و قبل از خواب آنها را تكرار نمايد تا در نامه ي اعمال هزار حسنه نوشته شود.و اين از هر خادمي بهتر است.

فرزندان حضرت فاطمه: امام حسن ، امام حسين ، حضرت زينب(همسر عبد الله بن جعفر بن ابي طالب وشير زن كربلا و افشا گر خيانت هاي يزيديان)،حضرت ام كلثوم(همسر حضرت عمر رض

كه دو فرزند بنام هاي زيد و رقيه حاصل ازدواج آنان بود.)

از حضرت عايشه(رض) روايت شده: هيچ احدي را شبيه تر از فاطمه به پيامبر نديدم از نظر صحبت كردن، شيوه حرف زدن و نشستن،هر گاه پيامبر او را مي ديد به سويش مي رفت و او را مي بوسيد و دستش را مي گرفت تا در جايش مي نشاند .(حياه الصحابه).

در رواياتي ديگر آمده :از پيامبر پرسيدند كه چه كسي را بيشتر دوست داريد؟ فرمودند فاطمه (بخاري، مسلم،ابو داود)

روزي حضرت علي قصد ازدواج با جويريه (دختر ابو جهل)را داشتند كه پيامبر عصباني شدند و حضرت فاطمه نيز ناراحت. كه رسو الله فرمودند :هركس او را بيازارد(فاطمه را) مرا آزرده است .در روايت ديگر آمده كه فرموده اند:من هيچ گاه حلالي را حرام و حرامي را حلال نميكنم(منظور ازدواج دوم بود كه حرام نيست)اما به خدا سوگند دختر رسول خدا و دختر دشمن خدا(ابو جهل)در يك جا جمع نمي شوند.  

اسامي و القاب حضرت فاطمه:زهرا-بتول(به واسطه فضل و دانش ، ايمان و شرافتش از ساير زنان جدا شده بود)-

صديقه-مباركه-طاهره-راضيه-مرضيه-ام النبي-ام ابيها ام حسنين.

فاطمه كسي است كه سوره كوثر در شان او نازل شد و بدين وسيله نسل رسول گرامي از ايشان در زمين گسترش يافت . پيامبر حوض كوثر را دارا شد كه در روز قيامت امت خود را پذيرايي كند.مفسران از كوثر به نهر كوثر در بهشت،خير كثير در دنيا و آخرت،كثرت و زيادي امت،شفاعت و... نيز معني نموده اند.

حضرت فاطمه سرور زنان بهشتي است و اينرا فرشته اي به پيامبر نويد داده است.و جزء برترين هاي زنان بهشتي چون:مادرش حضرت خديجه-آسيه-حضرت مريم.

درود و سلام بر رسول گرامي و خاندان پاكش و اصحاب جليل القدرشان باد.

                                                                                     والسلام تا روزي ديگر.

 

نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

اطلس اماكن مقدس یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 22:14


نماي داخلي كعبه
















حجكم مقبول سعيكم مشكور.                                                        








نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

تصاوير مكه مكرمه یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 21:42





مسجد النبي:

  



مسجد قبلتين:داراي دوقبله


دروازه قرآن:

مني:

جمرات



حجر الاسود:

حجر الاسود

غار حرا و حركت زائرين به سوي آن:

غار حراء




مسجد الحرام در غروب




نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

حج شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 21:51
تعریف احرام


احرام عبارت است از داخل شدن در حرمت مخصوص که حج یا عمره باشد و به عبارت دیگر احرام نیت کردن و متصل آن تلبیه گفتن است جهت ادای حج یا عمره

مكان احرام


 حاجيانيكه مدينه بعد هستند و مستقيماً از فرودگاه جده وارد مكه ميشوند، چون هنگام پرواز از ميقات عبور ميكنند و بايد در آن لحظه ها محرم باشند، لازم است در ايران لباس احرام را بپوشند. و حاجياني كه اول به مدينه مي روند در راه مكه در مسجد ذوالحليفه (شجره) احرام را مي بندند.

بستن احرام:

زماني كه بستن احرام را اراده نموديم اول بهتر است غسل نماييم(وضو هم كافي است) و سنت است كه ناخن ها كوتاه شود و مو هاي زايد بدن را هم بتراشيم و موهاي سر را نيز مرتب كنيم .

براي احرام بستن از دو تيكه پارچه يا حوله استفاده مي شود كه يكي به جاي شلوار و ديگري مثل چادر پوشيده ميشود. لنگ احرام بايد از هر دو قوزك پا بالا تر باشد.براي محكم نگه داشتن قطعه ي پاييني ميتوان از كمر بند استفاده نمود كه كمر بند هاي مخصوصي وجود دارد كه پول را نيز ميتوان در آن قرار داد.

لازم به ذكر است كه لباس احرام زنان مخصوص نيست و همان لباس معمول خودشان است.

تذكر مهم اينكه قبل از بستن احرام تمام لباسها ي خود را بايد از تن خارج كنيم حتي لباسهاي زير ، با اينكه اين مورد را خيلي تذكر داده مي شود باز مواردي  ديده مي شود كه فرد لباس زير را در نياورده است كه اگر چنين شود به ازاي اينكه در چه مر حله اي به ياد آورده و لباس اش را خارج مي كند بايد جريمه بدهد واگر بعد از اتمام اعمال حج بفهمد بايد يك دم (قرباني ) جريمه بدهد. خلاصه اينكه بايد تمام مراحل را بادقت انجام دهيم .

سنت است كه بعد از پوشيدن احرام دو ركعت نافله بخوانيم(در زمان هاي مكروه نماز خوانده نشود).

و در ركعت اول  قل يا ايها الكافرون و در ركعت دوم قل هوالله احد  را بعد از حمد ضميمه نماييم و البته خواندن ساير سوره ها نيز جايز است .

بعد از نماز بايد بر حسب اينكه كدام حج را اراده داريم نيت كرده و تلبيه  را سه بار ميگوييم و به كثرت بايد گفته شود (زنان نبايد با آواز بلند بخوانند بلكه آهسته تلبيه را تكرار نمايند.)پس از گفتن تلبيه براي خود و آنچه مي خواهيم دعاء مي كنيم.

انواع نیت های حج

نیت حج افراد
اللَّهُمَّ اِنِّی اُریدُ وَ نَوَیتُ الحَجَّ فَیَسِّرهُ لِی وَ تَقَبَّلهُ مِنِّی
ای بار خدایا ، همانا من نیت و اراده حج را دارم آن را بر من آسان کرده و از من قبوا فرما .

نیت حج تمتع : اول نیت عمره
اللَّهُمَّ اِنِّی اُریدُ وَ نَوَیتُ العُمرَهَ فَیَسِّرها لِی وَ تَقَبَّلها مِنِّی
بار خدایا ، همانا من نیت و اراده حج عمره را دارم آن را بر من آسان کرده و از من قبول بفرما.
لَبَّیکَ اللَّهُمَّ لَبَّیک لَبَّیکَ لا شَرِیکَ لَکَ لَبَّیک اِنَّ الحَمدَ وَالنِّعمَه لَکَ وَالمُلک لا شَریکَ لَک

دوم نیت حج
اللَّهُمَّ اِنِّی اُریدُ وَ نَوَیتُ الحَجَّ فَیَسِّرهُ لِی وَ تَقَبَّلهُ مِنِّی

ای بار خدایا ، همانا من نیت و اراده حج را دارم آن را بر من آسان کرده و از من قبول بفرما.

نیت حج قران

للَّهُمَّ اِنِّی اُریدُ وَ نَوَیتُ العُمرَهَ و الحَجَّ فَیَسِّرهما لِی وَ تَقَبَّلهما مِنِّی
ای بار خدایا ، همانا من نیت و اراده عمره و حج را دارم آنها را بر من آسان کرده و از من قبول بفرما
تلبيه

ـ «لَبَّيكَ الَّلهُمَّ لَبَّيْكَ، لا شَريكَ لَكَ لَبَّيْكَ، اِنَّ الْحَمدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلكَ، لاشريكَ لَكَ».

تكرار و قطع تلبيه

ـ تكرار تلبيه بعد از بستن احرام در همه احوال، بخصوص هنگام تغيير زمان و حالات... سنت است، جز در حال طواف و سعي صفا و مروه. در اين دو حال دعاي مأثوره از حضرت پيامبر(صلي الله عليه وآله) را بخواند، لازم به توضيح است محرم به حج، تا رمي جمره عقبه كه در روز عيد انجام ميگيرد، تلبيه ميكند ولي معتمر تا وارد مسجد الحرام ميشود و شروع به طواف ميكند، تلبيه را قطع مينمايد.

محرمات احرام

- پوشيدن لباس، پيراهن و شلوار، كلاه، عمامه، كت و لباسِ زير براي آقايان، جز كمربند براي حفظ پول كه اشكالي ندارد، بقيه لباسها ممنوع است.

  - پوشيدن سرو صورت و پشت پا براي آقايان و پوشيدن صورت براي زنان.

  - به كار گرفتن و استفاده كردن از عطريات، هر نوع كه باشد، صابون و كرم خوشبو و بوييدن گلهاي خوشبو با قصد و اراده و عمداً، اما چنانچه خود قصدي نداشت و بوي خوشي به مشامش رسيد، ايرادي ندارد.

  - كوتاه كردن و تراشيدن موي بدن از هر جا كه باشد.

- گرفتن ناخن.

6 - جماع و يا مقدمات آن، مانند بوسه و غيره.

7 - بحث و گفتگوي جماع در حضور زن ها.

8 - جنگ و جدل و برخورد نامناسب با حجاج.

9 - شكار و همكاري با شكارچي.

10 - كشتن و گرفتن ملخ و امثال آن.

ورود به مكه مكرمه:

بهتر است قبل از ورود غسل كرده باشيم و پس از اينكه داخل مكه مكرمه شديم ابتدا بهتر است جاي اسكان حاجي مشخص شود و وسايل خود را در هتل قرار داده و با فراغ بال به سوي مسجد الحرا م حركت نمايد . بهتر است از باب السلام وارد مسجد الحرام شويم (ورود از ساير در ها نيز مانعي ندارد)و با خشوع كامل و جلال و عظمت بيت الله را در نظر داشته و با پاي راست و خواندن دعا:اللهم افتح لي ابواب رحمتك .

وقتي چشم ها به بيت الله افتاد خود بخود اشك ها از چشم جاري مي شود و گويا انسان به تمام آمال و آرزو هاي خود رسيده باشد شوق عجيبي تمام وجود را در بر ميگيرد شوقي كه هرگز تا كنون تجربه نكرده ايد .عظمت وصف نا پذيري دارد .خداوند بر عظمت  آن بيفزايد انشا الله.هنگام كه اولين بار چشم به بيت الله افتاد سه با تكبير گفته شود و دعاء خوانده شود كه انشا الله قبول خواهد شد.و سپس شروع به طواف نمايد .

طواف

براي اينكار ابتدا بايد نيت كنيم كه:بار خدايا براي طلب رضاي تو اراده طواف را كردم آنرا برمن آسان بگردان و از من قبول بفرما(به دل نيت كردن فرض است و به زبان هم  گفتن افضل است ).سپس مقابل حجر الاسود قرار گرفته و اگر قادر به لمس باشيم آنرا لمس كرده و ميگوييم:بسم الله الله اكبر و لله الحمد و سپس هر دو دست را برحجر الاسود گذاشته  آنرا  با ادب مي بوسيم ولي به دليل ازدحام چنين كاري مقدور نميشود پس در مقابل آن قرار گرفته و دستها را طوري به سوي آن  بلند مي كنيم كه گويي داريم  آنرا لمس ميكنيم و سپس  بسم الله  الله اكبر ولله الحمد را گفته بر دستان خود بوسه ميزنيم(سه بار ).

نبايد براي انجام اين كار به كسي آزار برسانيم چون استلام حجر الاسود مستحب و لي آزار برادر مسلمان حرام است.

حالا طواف را شروع ميكنيم و در حين طواف آنچه مي خواهيم دعا ميخوانيم و يا از دعا هاي خاص استفاده مي كنيم و وقتي به ركن يماني رسيدم (ركن قبل از ركن حجر الاسود) بهتر است ربنا آتنا ... را بخوانيم و وقتي به ركن حجرالاسود رسيديم دو باره مثل طواف اول اعمال را تكرار كرده و هفت بار (هفت شوط) طواف را كامل ميكنيم.

در تمام اوقات شبانه روز طواف جايز است حتي در اوقاتي كه نماز مكروه است، بجز وقت خطبه نماز جمعه و موقع اقامه نماز جماعت كه در اين دو وقت طواف مكروه است.

در طواف عمره و طواف حج، كه بعد از آن بايد سعي انجام بگيرد، سنت است كه مردان در سه شوط اول «رمل» و در هر هفت شوط «اضطباع» كنند البته در وقت نماز سنت آن است كه اضطباع نكنند.

رمل; يعني تكان دادن بازوها و قدم برداشتن همچون پهلوانان.

اضطباع; يعني حوله احرام را از زير بغلِ راست عبور دهد و روي شانه چپ بگذارد، اما هنگام خواندن نمازها بغل را بپوشاند.

نماز طواف

در فقه حنفي از واجبات حج ميباشد.

نماز طواف دو ركعت است كه بايد آن را پشت مقام ابراهيم بخواند و در ايام حج چون ازدحام است و در مقام ابراهيم مشكل است در محاذي آن و يا در جاي خلوت تري ميتواند نماز طواف را بخواند و اگر خلوت باشد در مقام ابراهيم بخواند.

خوردن آب زمزم: بعد از نماز طواف براي خوردن آب زمزم به محل آن رفته و خوب خود را سيراب ميكنيم و اگر دردي داريم روي آن هم آب ميريزيم و دعا ميكنيم تا خداوند تمام آلام و گناهان مارا با اين آب بشويد و...پس از آن به سمت سعي صفا و مروه مي رويم تا آن اعمال را انجام دهيم كه در چند متري بالاتر از محل آب زمزم قرار دارد.

سعي بين صفا و مروه :بر بلندي صفا ايستاده و به خانه خدا نگاه ميكنيم و نيت سعي را ميكنيم كه :بار خدايا من نيت ميكنم سعي هفت شوط را بين صفا و مروه  اين سعي را بر من آسان بگردان و از من قبول بفرما.و پس از آن   دستها را مثل حالت دعا بلند كرده تكبير و تهليل به آواز بلند  و درود شريف را آهسته بخواند و براي خود آنطور كه مي خواهد دعا كند چون يكي از محل هاي اجابت دعا مي باشد.مردان چون به چراغ سبز اول رسيدند  دويدن(به حالت ميانه) را شروع كنند (زنان به حالت عادي بروند)و وقتي به چراغ سبز دوم رسيدند پس به حالت عادي را بروند و بهتر است اين دعا خوانده شود كه از رسول اكرم منقول است :رب اغفر و ارحم و انت الاعز الاكرم( پروردگارا مرا ببخشاي و بر من رحم كن بدون شك تو با عزت و بسيار كريم هستي ).در مسير سعي نيز هر دعايي كه از دلش بر مي آيد بخواند. چون به مروه رسيد بر بلندي آن قرار گرفته و رو بسوي قبله كند و دستها را بلند كرده و تكبير و تهليل گفته و به سوي صفا حركت كند.

شوط اول با رسيدن به مروه باتمام مي رسد و شوط دوم از مروه شروع وبه صفا ختم مي شود و بديت ترتيب هفت بار اين اعمال تكرار مي شود و شوط هفتم در مروه پايان مي پذيرد  و در آنجا موهاي خود را كوتاه و يا ميتراشيم و با اين كار اعمال حج عمره پايان مي پذيرد البته ميتوانيد عمل آخر (حلق يا تقصير مو ) را در هتل يا آرايشگاه هم انجام دهيد ولي بايد بياد داشته باشيد كه تا انجام اين عمل شما در احرام هستيد و اعمالي كه  فرد محرم  نبايد انجام دهد را مرتكب نشويد. پس از اتمام سعي در حرم به كنار مطاف نماز خواندن سنت است.

اگر احرام ما براي عمره بوده يا براي حج تمتع، پس اكنون ميتوان از احرام خارج شد و به امور عادي بپردازيم  و منتظر مي شويم تا روز هشتم ذي الحجه ولي  ا گر نيت ما براي حج افراد و يا قران يوده نبايد از احرام خارج شد و بايد ممنوعات احرام را در نظر داشته و در مكه قيام داشته باشند تا روز هشتم . در اين مدت ميتوان طواف نفل را به كثرت انجام دهيم  و نماز بخوانيم و قران ختم كنيم و بيهوده در بازار خود را سرگرم نكنيم چون معلو م نيست ديگر چه زماني تا عمر باقي است بتوانيم بر گرديم . با وضع كنوني هم كه بيست سال طول مي كشد تا يك فرد بتواند به حج برود .اميدارم خداوند گشايشي براي ما ايجاد كند تا مردم ما بتوانند زودتر به آرزوي بزرگ خود كه همانا حج است برسند انشا الله.

حلق يا تقصير

در عمره تمتع نيز مخير است بين حلق و تقصير.

اعمال حج: ايام حج پنج روز است

زمان احرام حج، روز هشتم ذي الحجه تا روز دهم است. فرد ي كه قصد تمتع را كرده غسل نموده و احرام را بسته و به مسجالحرام مي آيد و مستحب است كه يك طواف را  انجام داده و دو ركعت طواف را خوانده و نيت حج را  بكند :يا الله من جهت رضاي تو اراده ِ حج ميكنم آنرا برايم آسان بگردان و از من قبول بفرما وتلبيه را بگويد به محض خواندن تلبيه احرام حج شروع مي شود و بايد از ممنوعات احرام بر حذر بود و به طرف منا حركت نمود. 

استقرار در منا:

حجاج پس از احرام بعد از طلوع آفتاب به  سمت منا حركت ميكنند و سنت است كه شب نهم را در منا بگذرانند و نماز ظهر، عصر، مغرب، عشا و صبح روز نهم را در چادرها بخوانند. ماندن در منـا سنت است.

وقوف در مشعرالحرام.روز نهم ذي الحجه

در اين روز بزرگترين ركن حج(اصل حج) اداء ميشود و پس از طلوع آفتاب از منا (مني) به عرفات(محل ملاقات حضرت آدم و حوا پس از جدايي) حركت ميكنند . و نبايد از حدود آن خارج شد و بهتر است كه نزديك جبل رحمت قيام كنيم(البته اگر مشكل است در همان خيمه خود وقوف كند كه اصل خشوع و خضوع است . وافضل و اعلي آن است كه تا جايي كه مي تواند ايستاده وقوف كند  واگر نتوانست پس از كمي نشستن (دوباره كه قوت گرفت)دوباره بايستد  .تا جايي كه مي توانيم بايد در اين محل دعا و نيايش كنيم و طلب استغفار كنيم اشك بريزيم و بر آنچه كرديم از خداوند متعال آمرزش طلب كنيم و بايد ثانيه ثانيه هاي وقوف در عرفات را غنيمت بشماريم و حتي بهتر است از گفتگو هاي عادي پرهيز كنيم كه ديگر اگر به غروب آفتاب برسيم اين فرصت به پايان مي رسد و بايد به سمت مزدلفه حركت كنيم .ميدان عرفات يكي از محل هاي اجابت دعاء است كه حتي شك كردن در اينكه دعا مستجاب مي شود يانه ،را خداوند دوست ندارد و ما همه مهمان در گاه باريتعالي هستيم و خداوند دعاي مارا اجابت ميكند پس بخواهيم رهانيدن خود  و امت مسلمان را از آتش جهنم و اينكه با روي سفيد در درگاه او حاضر شويم  و رسول اكرم (ص) را نزد خدا سربلند كنيم تا بگويد اينها امت من هستند و انشا الله به اذن الله شفاعت ما را قبول بفرمايد.

اين وقوف چهارمين عمل از اعمال حج، وقت آن بعد از غروب آفتاب روز نهم است; به گونهاي كه حجّاج نماز مغرب در عرفات نميخوانند بلكه پس از غروب از عرفات به سوي مزدلفه حركت ميكنند و در وقت عشاء نماز مغرب و عشاء را به طريق جمع و قصد ادا ميكنند...

تأخير نماز مغرب به وقت عشاء و جمع بين نماز مغرب و عشاء در فقه شافعي سنت است ولي در فقه حنفي واجب است و لذا اگر شخصي حنفي نماز مغرب را در عرفات يا بين راه و در وقت مغرب بخواند بايد آن را در وقت عشاء در مزدلفه اعاده نمايد.

ـ * طبق مذهب حنفي، اگر كسي قبل از طلوع فجر مزدلفه را ترك كند، بر او دَم واجب ميشود; چون وقت وقوف سنت را كه قبل از طلوع فجر بوده، عمل كرده امّا بعد از طلوع فجر كه وقوف واجب است، آن را ترك نموده است.

رمي جمره عقبه

ـوقت زدن هفت سنگريزه در روز دهم از طلوع خورشيد تا زوال آن است.

  در فقه حنفي به دليل ازدحام ميتوان بعد از زوال تا غروب رمي كرد اما رمي بعد از غروب مكروه است، با گفتن بسم الله ، الله اكبر، با دست راست سنگريزه را بياندازد و اين كار را هفت بار تكرار كند.

تذكر : به محض شروع رمي جمره عقبه خواندن تلبيه بايد قطع شود.

بعد از رمي جمره عقبه ايستادن براي دعاء سنت نيست . و در اين روز نبايد ديگر جمرات ( اولي و وسطي) را رمي كرد.

در روز دهم بجز زنان و بيماران بعد از مغرب ، رمي براي  ديگران مكروه است . و اگر  روز دهم  رمي نكرد و گذشت  پس قضاي آن واجب و به سبب رمي بعد از وقت ، دم هم لازم مي شود

سنگريزهها اگر به جمره نخورد ولي نزديك آن داخل محوطه ديوار شده بيفتد ايرادي ندارد چنانچه خارج از محدوده بيفتد ادا نميشود، بايد آن را اعاده كرد.

قرباني

ـ پس از رمي جمره عقبه، ذبح گوسفند به عنوان دم شكر، كه اصطلاحاً قرباني گفته ميشود، واجب و تا سه روز انجام آن جايز است(البته بر قارن و متمتع) ولي اگر براي حج افراد احرام بسته باشد قرباني بر او واجب نيست و فقط  حلق(تراشيدن مو) كند.و از احرام خارج ميشوند ولي ممنوعات احرام را رعايت كند تا اينكه طواف زيارت را بجا آورد كه بزرگترين اعمال است كه روز دهم بايد بجا آورد(فرض است)و تا هر زمان كه آنرا به انجام نرساند معاشرت با زنان حرام است. اين طواف از گردن فرد فوت نمي شود و نه بدل آن داده ميشود و تا آخر عمر بر گردن او باقي است.اگر تا بعد از روز دوازدهم انجام ندهد ، پس دم(قرباني ) بر او واجب مي شود و طواف بر گردن او مي ماند وتا اداي آن در سال هاي آتي( حج) نمي تواند با زن خود معاشرت كند و حرام مي شود.

در مورد زنان :اگرزني به حيض ونفاس دچار شد ، طواف زيارت برايش جايز نيست  تا اينكه پاك شود و اگر در ايام نحر (تا دوازدهم ذي الحجه) هم پاك نشود  پس طواف زيارت را به تاخير اندازد و براي اين امر دم بر او واجب نمي شود و بايد پس از پاك شدن طواف زيارت را اداء كند چون بدون انجام طواف زيارت نمي تواند به وطن باز گردد و لي با توجه به اينكه نمي تواند از كاروان كه به وطن باز مي گردد ج بمتند و مقدور نيست پس طواف زيارت را در حالت حيض و نفاس انجام دهد ولي يك بدنه(شتر يا گاو) قرباني كند.

در فقه حنفي تا قرباني را انجام نداده، حلق و قصر (كه بعضي ناآگاهان انجام ميدهند) صحيح نيست و حاجي نميتواند با انجام آنها از احرام خارج شود اما در فقه شافعي اولا: ترتيب فوق لازم نيست ثانياً: تحلّل اول به رمي جمره عقبه و حلق يا قصر قبل از قرباني حاصل ميشود.

حلق يا تقصير

واجب است حاجي از حلق يا تقصير يكي را انجام دهد.

در فقه حنفي، حلق يا تقصير پس از قرباني در روز دهم تا دوازدهم انجام گيرد.

حلق سر در منا سنت است و در جاهاي ديگر محدوده حرم جايز است ولي خارج از محدوده حرم، طبق مذهب حنفي موجب دم است

ـ طبق فقه حنفي خواهران به اندازه يك انگشت از يك چهارم موي سر را قصر كنند كافي است و از احرامبيرون آيند

طواف زيارت

ـ بهترين وقت براي اداي اين طواف، روز دهم ذي الحجه است ولي اگر تا پيش از غروب آفتاب روز دوازدهم نيز انجام گردد، جايز است. اگر كسي طواف زيارت را از غروب دوازدهم به تأخيز انداخت، طبق فقه حنفي، يك دم لازم ميگردد

ـ سنت است كه اين طواف بعد از رمي به حلق يا تقصير و قرباني انجام شود. طبق مذهب حنفي، پيش از اين سه عمل نيز ميتوان طواف زيارت بجا آورد

بعد از انجام اين طواف، از احرام خارج و كلّيه محرمات; از جمله مباشرت با همسر كه بعد از تحلّل اول همچنان باقي بود بر حاجي حلال ميگردد.

نماز طواف

طبق مذهب حنفي، بعد از كلّيه طوافها خواندن نماز طواف واجب است.

بيتوته در منا

تمام حجاج شب يازدهم و دوازدهم از غروب آفتاب تا اذان صبح را با قصد قربت در منا ميگذرانند.در فقه حنفي سنت مؤكد ه است.                                                                                                        

  رمي جمرات سه گانه:

حاجي شبِ روز يازدهم و دوازدهم را درچادرها بگذراند و در اين دو روزبعد از زوال، وقت رمي جمرات است.

پس از پايان اعمال روز دوازدهم به مكه بر ميگردند و قبل از خروج از مكه انجام طواف وداع واجب است.

خواهراني كه موقع وداع حيض داشته باشند ميتوانند از جلوي درِ مسجد وداع كنند و وارد نشوند و از بيرون كفايت ميكند.

اعمال واجب حج بر اساس فقه حنفي به شرح زير مي باشد.
پوشيدن لباس احرام ، نيت ، تلبيه
طواف عمره
2 ركعت نماز طواف
سعي صفا و مروه
حلق يا تقصير

اعمال تمتع
پوشيدن لباس احرام و نيت و تلبيه (لبيك اللهم لبيك , لبيك لا شريك لك لبيك ، ان الحمد والنعمة لك والملك لا شريك لك)
حرکت به منا (روز هشتم ذی الحجه )
وقوف در عرفات (روز نهم ذي الحجه از ظهر)
وقوف در مشعر الحرام ( بين الطلوعين روز دهم ذي الحجه)
رمي جمره عقيه ( روز دهم ذي الحجه )
قرباني
حلق
طواف زيارت ( در يكي از روزهاي دهم ، يازدهم يا دوازدهم ذي الحجه )
نماز طواف
سعي (در صورتيكه قبلاً انجام نداده است)
رمي جمرات سه گانه ( بعد از ظهر روز يازدهم)                                                                    

رمي جمرات سه گانه ( بعد از ظهر روز دوازدهم )

                                                                                      حجكم مقبول سعيكم مشكور

                                                                                                       انشا الله

تصاوير منتخب:

مسجد شجره:ميقات احرام

قبر حضرت حمزه :


سرزمين منا:


حياط مسجد قبا -اولين مسجد


باب جبرئيل-مسجد النبي (ص)



نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

زكات و احكام آن: چهارشنبه نهم بهمن 1387 17:49

هو القيوم

بر پا داريد نماز را و بدهيد زكات را و وام دهيد خدا را وامي نيكو،و آنچه پيش مي فرستيد از خيري ، پس حتما" آنرا در نزد خداوند خير مي يابيد ،و بزرگتر از روي پاداش   (مزمل 20)

زكات در لغت : پاك ساختن ،رشد و نمو ، است.

 در اصطلاح ديني :تمليك مال مخصوصي است براي مستحق آن با شرايط مخصوص.

زكان از اركان اسلام است و هدف آن پايان دادن به فقر و بدبختي است ،و به واسطه ي آن ايجاد پيوند ها و محبت و برادري ميان ثروتمندان و فقراء مي باشد.

و اما براي خواندن ادامه ، در ذيل روي ادامه مطلب كليك نمايد. با تشكر از حضور شما در اين وبلاگ:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

صدقه فطر یکشنبه ششم بهمن 1387 20:3

لم يلد

صدقه فطر:

رسول خدا فرمود: زكات فطر را به عنوان پاك سازنده ي روزه دار از بيهودگي ، بد زباني ، و به عنوان طعمه 

اي براي مساكين مقرر نمودند (عبدالله ابن عباس - بروايت ابو داوءد ).

بر چه كسي وچه وقت واجب مي شود ؟

از جاي چه كسي بايد پرداخت.؟

مقدار آن:؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

اعتكاف یکشنبه ششم بهمن 1387 19:25

ولم يولد

احكام اعتكاف:

اعتكاف چيست؟ درنگ كردن در مسجدي (همرا ه با نيت اعتكاف) است كه در آن جماعت(نماز) بر پا مي شود .

انواع آن:

مدت آن:

فاسد كننده هاي آن:

عذر ها يي كه بيرون آمدن از مسجد را مباح مي سازد:

آنچه بر معتكف مكروه است:

آداب اعتكاف:




ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

دواي درد دردمندان یکشنبه ششم بهمن 1387 18:7

هوالشافي

الذين اذا اصابتهم مصيبه قالو انا لله و انا اليه راجعون. اين كلام شريف براي هنگام فوت نيست بلكه براي هر زمان و هر موقعيتي است كه تغييري ايجاد مي شود ( براي انسان مشكلي ايجاد شود)

دراين قسمت سعي بر اين است كه درد دلي با درد مندان و خسته دلان داشته باشم اميد دارم كه خداوند منان  شفاي عاجل نصيب گرداند و مار ا بر راه راست حفظ كند.


                                                                                                آمين يا رب العلمين.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

كتاب روزه شنبه پنجم بهمن 1387 17:36

هوالحق

كتاب روزه:شامل تمام احكام در مورد روزه گرفتن است :

-چگونه رويت هلال ماه به اثبات مي رسد؟

-به چه كساني فرض است؟

-چه وقت اداء روزه صحيح است؟

-انواع روزه؟

-نيت كردن روزه؟ و ...

حكم روزه گرفتن در روز شك ؟

آنچه كه روزه را فاسد نمي كند؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

فديه نماز و روزه جمعه بیست و هفتم دی 1387 20:34

الله

فديه نماز و روزه:آن چيزي است كه به عوض نماز و يا روزه هاي فوت شده داده مي شود و ...






ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

احكام نماز جماعت جمعه بیست و هفتم دی 1387 11:28

الواحد

احكام نماز جماعت:

   ثواب نماز جماعت 27 مرتبه بيشتر از نماز فرادا است و واما احكام آن در ادامه مطلب:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

احكام سجده تلاوت پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 17:38

هوالغفور

احكام سجده تلاوت:

اداء سجده تلاوت در چهارده موضع از قرآن كريم واجب مي گردد:

- سوره اعراف،نحل،رعد، اسراء،مريم،حج،فذقان،نمل،الم السجده، (ص)،حم السجدهف نجم، انشقاق، علق





ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

نماز استسقاء (طلب باران) چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 18:26

هوالرزاق

نماز استسقاء : نماز طلب باران است از خداوند متعال.

و رسول اكرم(ص) دو ركعت نماز همچون نماز عيد برگزار ميكرد (به روايت ابو داود به نقل از عبدالله بن عباس).



ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

نماز كسوف و خسوف چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 18:0

الحمد لله

نماز كسوف و خسوف:

سنت (موءكده )است كه در هنگام خورشيد گرفتگي دو يا چهار ركعت نماز با جماعت برگزار گردد.

اقامه نماز جماعت در ماه گرفتگي (خسوف) سنت نيست بلكه تنها(بدون جماعت) بايد نماز بخوانند .

در نماز خورشيد گرفتگي اذان و اقامت و خطبه نيست بلكه اينگونه ندا داده شود : اَلصَّلاهًُ جامِعَهًُ(نماز گِرد آورندهاست).

براي امام سنت است كه در خورشيد گرفتگي قرائت،ركوع،سجود را طلاني نمايد.

پس از نماز امام دعاء نمايد و مقتدي آمين. تا آنگاه كه خورشيد آشكار گردد.


                                                                               ربنا و تقبل دعاء.


نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

احكام نماز عيدين(فطر و قربان) سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 19:56

سبحان الله

احكام نماز عيدين: احكامي كه در مورد دو نماز در دو عيد بزرگ مسلمين بايد آموخت:


                                                                    




ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

نماز جمعه و احكام آن دوشنبه بیست و سوم دی 1387 22:23

بسم الله الرحمن الرحيم.

آنگاه كه براي نماز از روز جمعه ندا در داده شد پس بشتابيد بسوي ذكر الله، وترك كنيد معامله و خريد و فروش را ، اين براي شما بهتر است اگر شما بدانيد. ( سوره جمعه -9)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

چه وقت شك نماز را باطل مي كند؟ دوشنبه بیست و سوم دی 1387 0:6

الله الصمد

چه وقت ، شك  نماز را باطل ميكند؟




ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

احكام سجده سهو یکشنبه بیست و دوم دی 1387 23:47
بنام حق

احكام سجده سهو:

هر فردي كه از واجبات نماز امري را سهوا"ترك نمود ، پس سجده سهو بر وي واجب مي شود و اين عمل كامل كننده نماز وي خواهد بود.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

قضاء آوردن نماز هاي فوت شده یکشنبه بیست و دوم دی 1387 21:47

هوالروءف

قضاء آوردن نماز هاي فوت شده:

واجب است اداي نمازها در اوقات آن ها.و تاخير نماز از وقت آن بدون عذر جواز ندارد. وادامه مطلب ...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

نماز بيمار شنبه بیست و یکم دی 1387 19:37

هو الطيف

نماز بيمار: لا يكلف الله نفسا" الا وسعها - مكلف نمي گرداند خداوند متعال هيچ نفسي را مگر به اندازه توان آن (بقره 286).







ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

نماز تراويح شنبه بیست و یکم دی 1387 17:20

هوالله احد.

نماز تراويح: هركس رمضان را از روي ايمان و به قصد قربت الي الله ايستاد ، آمرزيده مي شود براي وي  آنچه گذشته است از گنا هان وي (رسول اكرم ص ).                                          (  به روايت بخاري و مسلم)

ن


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

احكام نماز وتر شنبه بیست و یکم دی 1387 17:2
الله

وتر حق است،پس هركس كه وتر را نگزارد ازما نيست.(رسول اكرم ص)-            (به روايت ابو اوءد)



ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

هوالله لا اله الا الله:

چه زمان قطع نماز واجب و چه وقت جايز مي شود؟



ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

انواع نماز- شرط هاي صحت نماز چهارشنبه هجدهم دی 1387 17:42

هو الطيف

بر  گزاردن نماز ها ،و نماز ميانه (عصر )،پايبند باشيد و براي خداوند فروتنانه (براي عبادت)بايستيد.(سوره بقره-238)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

تيمم و دستورات آن چهارشنبه هجدهم دی 1387 11:50

الله

دليل مشروعيت تيمم:

واگر بيمار،يا در حالسفر بوديد ،يا كسي از شما از جايگاه قضاي حاجت آمد ، يا با زنان آميزش كرديد و آبي نيافتيد، پس آهنگ خاكي پاك كنيد،آنگاه روي و دستان تان را مسح كنيد،بيگمان خداوند بخشنده آمرزگار است (سوره نساء 43)



ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

غسل و دستورات آن چهارشنبه هجدهم دی 1387 11:10

هو الحق

فرائض غسل؟

-مضمضه آب در دهان

-استنشاق آب در بيني

رساندن آب به تمام بدن طوري كه جاي خشكي نماند.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |

وضو ؟ سه شنبه هفدهم دی 1387 18:47
بنام ايزد سبحان:

وضوء در لغت: نيكويي، زيبايي و نظافت است.

وضوء در اصطلاح: پاك شدن است با آب كه مشتمل بر شستن روي ، دستها ،پاها، و مسح سر مي باشد.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط Hanif  | لینک ثابت |